
مسبوق
روزگار سلیته و ما مانده در سر ِراه
روزگار ماوفق سگان و شغالان بود
آنچه پندار و ماترک که می داشتیم
برخلاف جماعت نسل شیطان بود
جنگ ها کرد جمل و جم در عقبه
لیک نسل میمون نه ، مثل آدم بود
آنچه میبرد خرج اجنبی می کرد
وآنچه خود داشت لات و لاممکن بود
سگ ما نه ازین سگان زرد هرجائی
سگ ما سخت سر و نسل عیاران بود
سگ ولگرد شد اما به قیمت نمک اش
یابنده لاهوت و مناء در سمنان بود
حال دیگر وقت تسویه است بدین ابلیس
آماده مرگ باشید ای سگان کثیف و خیس
هرچه گاز گرفتید و عوعو کردیدودم جنباندید
همه را به گور پس خواهیدداداین ستاره داودبود.
فریادفرزاد
ما را در سایت کاش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 73