تا چشم دنیا خیره ٔعشقی زیبا میشد
کاش طنین صدایت، حضور ِآرامش ِخانه ام بود
تا صوت ِربانی داوود را حس کنم
کاش لبخند ِشیرینت ، قندِچای ِهربامدادم میشد
تا سُنت ِکسل آور ِیکنواخت ِکافه ها را بشکنم
کاش قلبم را به تو اهدا می کردم
تا با هر نبض عشق را دررگهایت جاری کند
کاش تو من بودی و من برایت می مردم
تا اولین شهید ِاساطیری ِاین منظومه باشم
کاش تو آسمان بودی ، آبی تر از همیشه و من
سربه هواترین عاشق دربلندترین قله با تیشه
کاش تو یک ساعت در اینجا بودی و من
شادترین عقربه که ثانیه به ثانیه دورت می چرخیدم
کاش من آن نوازنده ٔنابینای پیکادلی بودم و تو
رهگذر هرروز بعدازظهر که برایش فلامینگو مینواختم
اصلاً کاش تو بودی و من
همه ٔ این آرزوها را با شعر، آرام آرام برایت نقاشی میکردم
کاش
ما را در سایت کاش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 97